|
رهبرم با یاد تو و با فکر و اندیشه تو و با رهنمود های تو زنده ام .
تو را هرگز فراموش نخواهیم کرد اگر در کنج دنیا باشیم واگر در غار حرا باشیم تورا دعا و از خداوند برایت غفران و رحمت الهی خواستاریم. همیشه در ذهنمی و با یاد خداوند و کلمات که در سخنرانی هایت به ما به ارث گزاشتی زنده ایم. تو بیشک رهبر بودی و شایسته ای یک رهبر خوب و موفق . افسوس که زود رفتی. که گفته اند < شرف و قیمت و قدر تو بفضل و هنر است نه بدیدارو به دینار و بسود و به زیان
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 13:18  توسط خاطره نویس
|
چه میشد سالهای درد میماند کبوتر با خزان سرد میماند
به جای این همه ادم نماها یکی میماند اما مرد میماند این شعر را هر وقت بخوانی کهنه نیست . خوب سرود ی اما کاش هر گاهی باز هم می سرودی . بدانید انهائی که می توانند بسرایند برای سرودن در مورد کبوتر ان و بخصوص کبوتر همیشه جاودان * بابه شهید * هر موقع و هر وقت وهر سال وهر ماه و هر روز باید سرود . که سرودن بجاست.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 18:36  توسط خاطره نویس
|
سلام به ٫پاکی و صداقتت سلام به خون سرخت که چون حسین بن علی بخاطر ازادی جان دادی سلام به گفته هایت و سخنان پر گهرت که هیچگاه فراموش نخواهی شد. سلام به انانیکه ترا رهبر خواندندو تا پای و جان با تو بودند. سلام بر تو که ازاده گان در وطن محبوب بعد از تو بنام تو و بیاد تو عشق می ورزند. سلام بر تو ای بابه دلها که در هر دلی نفوذ داری. روحت شاد و یاد و خاطره ات گرامی باد رهبرا !
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 1:5  توسط خاطره نویس
|
و ایجاد اخوت و برادری در بین اقوام . هر روز که میگذرد شخصیت مبارز و صمیمی پیشوا و رهبر مابیشتر از پیش روشنتر میگردد. اگر بابه نبود و او مارا رهبر نبود روز گاری برای ما امروز بد تر از صد سال پیش بود. بر تمامی ازادی خواهان سلام از هر قشر و جامعه ای که باشد و مر بوط به هر قوم و قبیله ای که باشد. بااحترام
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 18:8  توسط خاطره نویس
|
رهبرا سلام
سلام به پاکی پاکان که پاک زندگی کردند و پاک گفتند و پاک رفتند . سلام به انانیکه به باقی مانده ها سفارش نمود که چطور زندگی کنند . و فرمودند حق گرفتنی است . ما در جای که به دنیا امده ایم ،در جائیکه زندگی کرده ائیم ، و در سرزمینی که اباه و اجداد ما در انجا دفن است چطور ما را نمی بینند .ایا میشود ما در سرنوشت ما سهیم نباشیم. پس فرزندان کوچک ونیمه کوچک و جوان وطن فرا موش نکنید بابه را که بابه چطور زندگی کردن را به ما اموخت.
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 21:44  توسط خاطره نویس
|
|